تبليغاتX
عاشقانه های نایاب

گل را دوست دارم.تورا هم دوست دارم.گل را برای بوییدن تو را برای بوسیدن.گل را برای یه لحظه.تو را برای همیشه.

هرگز برای عاشق شدن به دنباله بارون و بهار و بهانه نباش.گاهی در انتهای خارها به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت مینشاند.

گفتمش اغاز درد عشق چیست؟گفت اغازش سراسر بندگیست.گفتمش پایان انرا بگو.گفت همه شرمندگیست.گفتمش درمانه دردم را بگو.گفت درمانی ندارد.بی دواست یک گفت تسکینش همه سوز و فناست.

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو مینگرد.دل به دلی بسپار که چشم داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است.

خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من

ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت

شمع میسوزد و پروانه به دورش نگران.من که میسوزم و پروانه ندارم چه کنم؟

وقتی خواستم زندگی کنم.راهم را بستند.

وقتی خواستم ستایش کنم.گفتند خرافات است.

وقتی خواستم عاشق شوم.گفتند دروغ است.

وقتی خواستم گریه کنم.گفتند دروغ است.

وقتی خواستم بخندم.گفتند دیوانه است.

این دنیا را نگهدارید من پیاده میشوم


           خداوندا

نگذار که از تو فقط نامت را بدانم و نگذار که از تو تنها مشق کردن اسمت را به یاد داشته باشم.

همواره در من جاری باش.همانگونه که خون در رگهایم جاریست.

خداوندا از تو میخواهم که هرگز در بیابان هولناکه زندگی تنها و بی یاور رهایم نسازی.

از تو میخواهم که در کوره راه پرپیچ و خم زندگی تنهایم نگردانی.که همواره محتاج وجودت میباشم..


             امین

+ نوشته شده توسط کیان در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 و ساعت 2:38 |


Powered By
BLOGFA.COM